#دریا_پارت_177


-پس تو...

-بسه چقدر سوال می پرسی؟حالانوبت منه...چرا تنهایی اومدی خرید؟وقتی هوا تاریک بشه تنهایی می خواستی چی کارکنی؟

لحنش خیلی جدی بود

سرمو انداختم پایین

-خب کسی نبود که باهام بیاد منم...



-پس چرابه من زنگ نزدی؟

-فکر کردم باشیدا اومدی خرید

باکلافگی نفسشوخارج کرد

-چرا ازمن فرار می کنی؟

-من ازت فرار نکردم داشتم از این مغازه خرید می کردم

یه نگاه اجمالی به مغازه انداخت

-اومده بودی واسه عروسی اسباب بازی بخری؟

بدجور زایه شدم اصلاًحواسم به مغازه نبود ترجیح دادم سکوت کنم وچیزی نگم

-این طورکه معلومه توهم مثل من هنوز خرید نکردی پس زودباش تادیرنشده


romangram.com | @romangram_com