#دریا_پارت_169
رهام زودتر ازمن جواب داد:
-نامزدش هستم
یکی باید می یومد دهن بازمونده ی منو می بست ازجوابش هنگ کردم ماهانم باورش نمی شد روبه من گفت:دریا نگفته بودی نامزد داری
رهام دستشو روشونم گذاشت ومنو به وش نزدیک تر کرد وجواب داد:
_چون هنوز نامزدیمون رسمی نشده هروقت رسمی شد برای مراسم دعوتتون می کنیم
ماهان بااخم بهمون تبریک گفت وراشو کشید ورفت خبری از آرمین نبود فکر کنم بادیدم رقیب سرسختی مثل آرشام میدونو خالی کرده ای کاش به پریا گفته بودم آرشام نسبت به آرمین حساس شده رهام دستمو کشید وبه سمت پیست رقص برد
دستشو دور کمرم حلقه کرد باعصبانیت گفت:کنار آقا ماهان بهت خوش گذشت؟
می دونستم آرامش قبل از طوفانه لال شده بودم ونمی تونستم حرف بزنم بافشاری که به کمرم آورد سرمو بالا گرفتم
-مگه بهت نگفته بودم سرجات بشین تا بیام؟
بادیدن سکوتم فشار شو دوبرابرکرد
-آی...رهام توروخدا یه ذره یواش تر کمرم خرد شد
-جواب منو بده چرا ازجات بلند شدی؟
-پریا اومد دنبالم وباهم برای تبریک به جایگاه عروس و دوماد رفتیم یه دفعه ای اون دونفر سرراهمون قرار گرفتن
-جنابعالی هم می خواستی درخواست رقص اون پسره رو قبول کنی..آره؟
romangram.com | @romangram_com