#دریا_پارت_162

به ناچارتسلیم شدم

-باشه..می تونم مامانمو ببینم؟

-مادرت تو بخش مراقبت های ویژه ست ونمی تونی بری داخل ولی ازپشت شیشه می تونی ببینیش

-خواهش می کنم بزار مامانمو ببینم

-نه مادرت فردا عمل سختی داره وامروز باید استراحت کنه الآنم خوابه ونمی تونی باهاش صحبت کنی

بعد ازتموم شدن سرمم همراه رهام برای دیدن مادرم رفتم البته از پشت شیشه..بادیدن مادرم میون اون همه سیم ودستگاه قلبم فشرده شد توروخدا مامان تو دیگه منو تنها نذار بعد از رفتن باباعلی من فقط تو رو دارم اگه توهم بری وتنهام بزاری من باید چی کارکنم؟



با احساس دست رهام روبازوم چشم از مامان راحله برداشتم

-مگه قرارنبود گریه نکنی؟

دستی به گونه های خیسم کشیدم نفهمیدم کی گونه هام خیس شده بود رهام بازومو کشید وبه سمت محوطه ی بیمارستان برد ورو یه نیمکت نشوند

-همین جا بمون تابیام

بعد ازچند دقیقه بایک کیک وآبمیوه برگشت کیک وآبمیوه رو گرفت

-باید ایناروبخوری اون سرم هم نتونسته ضعفت رو برطرف کنه

احساس ضعف می کردم اما هیچی ازگلوم پایین نمی رفت

-میل ندارم

-نپرسیدم میل داری یانه گفتم باید ایناروبخوری تاضعفت برطف شه

romangram.com | @romangram_com