#دریا_پارت_132

-پس چی کارکنم آقای دکتر؟

-یه آمپول بهت می زنم واستراحت می کنی



با اومدن اسم آمپول احساس کردم حالم خوب شد

-نیازی به آمپول نیست یه ذره استراحت کنم حالم خوب می شه

-زود باش بلند شو

ازجام بلند شدم وپشت آرشام سنگرگرفتم

-من حالم خوبه ونیازی به آمپول نیست

-من دکترتم وتشخیص می دم آمپول لازمه

بیشتر به آرشام چسبیدم

-توروخدا آرشام تو یه چیزی بهش بگو ...من آمپول نمی زنم

-رهام کوتاه بیا بدون آمپول هم حالش خوب می شه

-نه اگه آمپول بزنه زودتر خوب می شه الآن بدنش ضعیف شده اشتهاشم کم تر شده واین برای معدش خوب نیست

آرشام هرکاری کرد نتونست رهامو راضی کنه از خیر آمپول زدن من بگذره کمی از آرشام فاصله گرفتم ونظاره گر بحثشون بودم یه دفعه ای نفهمیدم چی شد که از زمین کنده شدم وجیغم رفت هوا..رهام منو انداخته بور رو کولش وبه اتاقم می برد

-رهام توروخدا منو بزار زمین من آمپول نمی زنم

-امکان نداره باید بزنی

romangram.com | @romangram_com