#درگیرت_شدم_پارت_262

کلا توی این دنیا نبود.
همیشه توی مشروب خوردن زیاده روی میکرد.
پسش زدمو خواستم برم که گفت: کجا؟! دیر اومدی زودم میری؟!
ندیدی کسی که ادعای عاشقی میکرد، کسی که به گفته خودش دو ِست
داشت چجوری منو میبوسید؟
یه دونه با مشت زدم توی دهنشو با حرص زیر لب گفتم: دهن کثیفتو
ببند سهراب وگرنه بد میبینی.
سهراب از زمین بلند شدو دستی به لبه خونیش کشید.
پوزخندی زدو رفت.نفس عمیقی کشیدم تا بتونم خودمو کنترل کنم.
به طرفه اتاق مهنا رفتمو اروم یه ذره درو باز کردم.
به اندازه ای که بتونم ببینم چیکار میکنه.
از دستشویی بیرون اومدو روی تختش دراز کشید.
چندثانیه خیره به سقف بود که موقعیتو مناسب دونستمو دستمو بردم بالا
تا در بزنم.
اما قبل از اینکه در بزنم دیدم گوشیشو برداشت.
دستمو اوردم پایینو با دقت بهش نگاه کردم.
گوشیو گذاشت دم گوششو باحرفایی که به پشت خطی زد، قلبم مچاله
شد.

romangram.com | @romangram_com