#درگیرت_شدم_پارت_261

رفتم سمتشو با چیزی که دیدم دنیا روی سرم خراب شد.
مات به صحنه روبه روم نگاه کردم.
مگه میشه؟! مگه میشه عشقتو، نیمه وجودتو ببینی که یکی دیگه داره
میبوستشو دم نزنی؟!چشمام نم شده بود.
پاهام سست شده بودنو نفس کشیدن یادم رفته بود.
یه ذره دیگه اونجا میموندم صددرصد یه بلایی سره یه کدومشون
میاوردم، و من اینو نمیخواستم.
مهنا چطور تونست با غرورم بازی کنه؟! با احساسات من که با وجوده
مهنا رشد کرده بودن، بازی کنه؟!
دوباره میگرنم اُد کرده بود.
اما درده سرم به درده قلبم نمیرسید.
قدمامو بلندتر برداشتمو رفتم پایین.
ولی یه لحظه وایسادم.
شاید مهنا خودش نمیخواست؟!
شاید مهنا تقصیری نداشته باشه؟!با حرص دستمو به صورتم کشیدم.
شاید من اشتباه میکنم!
پس بهتره برم از خودش بپرسم.
دوباره رفتم بالا که سهراب راهمو سد کرد.

romangram.com | @romangram_com