#دردسر_پارت_547

جلوی در یه باغ ویلایی ایستاد و ریموتشو زد و رفت تو پارک کرد.



-اینجا کجاست؟



نیاوش-مکان



چپ چپ نگاش کردم که گفت:

-خو مگه نمیبینی خونه باغه دیگه.



بدون هیچ حرفی پیاده شدم دیگه حوصله کل کل نداشتم.

همینطوری که داشتم میرفتم دور و اطرافمم نگاه میکردم.یه مسیر طولانی رو طی کردم که رو به روش یه ویلا بود دقیقا سمت چپم یه استخر بود.سمت راستم یه ذره جلو تر از استخر یه آلاچیق بود و باربیکیو به علاوه گل و درخت های میوه اش عالی بود.



-اینجا برای توعه،



-نه برا یکی از دوستامه اونا دیر میرسیدن کلید و از قبل دادن ما زود تر بیایم.


romangram.com | @romangram_com