#دردسر_پارت_500



پوسخندی زد و ادامه داد:

-میگفتن اون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره رسوا شده مارم رسوا میکنه



خنده ای کرد:

-گفت از راه بدرت میکنه.

نمیدونستن پسرشون دلشو باخته به همین دختر



یه مدت خونه نرفتم تا اروم شم با خودم گفتم بهتره یه اپارتمان کوچیک بخرم براش..مگه چقدره پولش!کنار هم زندگی میکنیم..



چندتا املاکی رفتم پرس و جو کردم تا اینکه تو یکی از املاکیا صدرارو دیدم

ناپدید شده بود . اما چه جالب اونم دنبال خونه بود تا ناپدید بشه و خدا اونو جلو پام انداخت .



دستاشو مشت کرد و ادامه داد:

-همونجا گرفتم انقد زدمش که دیگه جون نداشت.


romangram.com | @romangram_com