#دردسر_پارت_486
قطع شد و مجدد زنگ خورد.
رفتم سمتش .
با دیدن اسم عرفان . کل وجودم فرو ریخت.
نباید جواب میدادم اما بدنم نمیذاشت. دستام نمیذاشت . فکرم نمیذاشت از اون مهمتر .
قلبم نمیذاشت ......
برای بار سوم زنگ زد .
جوابش و دادم ...
همه چی غرق سکوت بود . تا اینکه صدای کشدار و بغض الودی گفت
-بزار زنده بمونم باران .....
همین جمله کافی بود تا بشکنم.
بغضم. قلبم . تک تک سلولم ..
هق هقم شدت گرفت
-باران .....
romangram.com | @romangram_com