#دردسر_پارت_454



صدام تبدیل به جیغ شد

-اون باید بمیره ..

دوتا از اون خواهرایه کوماندو نشوندنم رو صندلی و پشت سر هم کلمه ساکت باشو تکرار میکردن.

اون نباید زنده بمونه .

سهراب روبروم نشست و گفت

-رضایت داده بیای بیرون ..



لبم از حرکت ایستاد ..

دستام بی حرکت افتاد کنار بدنم .

چه نقشه ای داره ..

با گلوی خشک شده .

فقط گفتم

-منو ببرید.

بازوم به قدرت کشیده میشد ..


romangram.com | @romangram_com