#دردسر_پارت_447

-توام که اصلا همراهیش نمیکنی.



-پرو. من برم دستام و بشورم .



و بدون اینکه بزارم حرفی بزنه از سر میز بلند شدم .

هنوز به دستشویی نرسیده بودم که دلشوره بدی گرفتم .

بعد فهمیدم گوشیمو قفل نکردم.

سریع عقب گرد کردمو برگشتم

که دیدم عرفان چشماش از عصبانیت سرخ شده و خیره به روبروشه و بدتر از همه ..

گوشیم تو دستشه ..

دلشورم الکی نبود.

واااای .

با بدنی که سعی میکردم از ترس نلرزه .

نزدیک میز شدم .




romangram.com | @romangram_com