#دردسر_پارت_367
سوتی کشیدم.اتاقش خیلی خیلی ساده اما جالب بود .
همه چیز عجیب غریب .
یه عالمه جلد CD از آهنگ گرفته تا فیلم تو یه ویترین ساده چیده شده بود.یه
ال سی دی کوچیک تو دیوار نصب بود و یه تخت دو نفره ساده روبروش .
کف سرامیک بود و یه تیکه قالیچه ترکیه ای ریشه بلند انداخته بود .
یه کمد چوبی ساده ام داشت . ریزه کاریا و عسلی و چراغ خواب و .کلا همچی تکمیل بود اما تنها چیزی که جذبم کرد چراغای ریز و رنگی تو دیوار بود .
روی تخت نشستم و خیره شدم به سقف.
چراغ اصلی و خاموش کردم و اونارو روشن گذاشتم.
کل فضا دایره های رنگی بود ..
از ذوق درو باز کردم و با صدای بلند اماده صدا کردن سهراب شدم
-سهــــــــــرا.......
دیدم با نیم تنه برهنه رو کاناپه لمیده و داره با تلویزیون توی سالن فیلم میبینه ...
حرف تو دهنم ماسید ..
اهمی گفتم .. خیره شد بهم و ریلکس گفت
romangram.com | @romangram_com