#دردسر_پارت_357

رفتم سمت کمدم و همه وسایلامو ریختم رو تخت ..

-کجا میری؟

ساکمو از بالای کمد برداشتم و گفتم

-همونجایی که از اول بودم ..

-هی هی هی من این اجازرو بهت نمیدم.

از حرکت ایستادم و برگشتم سمتش و گفتم

-فکر نمیکنم از تو اجازه خواسته باشم..



همه وسایلامو چپوندم توی ساکم و یه مانتو روی لباس و شلوار جینم پوشیدم و یه شال ساده و انداختم روی سرمو سریع خارج شدم و ساکمو دنبال خودم کشوندم

صداشو میشنیدم اما توجه نکردم و دویدم بیرون خونه..

کسی جز ما نبود .

سوار ماشینم شدم و ساکو گوشه ای انداختم..

درو قفل کردم و بیخیال ضربه های پی در پی رسول به شیشه ماشین شدم و روندم سمت خونه ..

پامو با قدرت روی پدال فشار میدادم.

پوفی کردم ..


romangram.com | @romangram_com