#دردسر_پارت_354
لحنش خنده دار شد
-بله زیارت کردم
-اره منم زیارت کردم باید بگم سلیقه رنگیت افتضاحه .وقتی ساکتو تکون دادم حس کردم کاروان شتر در حال حرکته ..
اشاره کردم به زنگوله های لباساش و ریز ریز خندیدم ..
ادامه دادم
-ادرس رو برات ارسال میکنم کیفمو بیار کیفتو بگیر
تماسو قطع کردم و ادرس پارک نزدیک خونه رو براش ارسال کردم و ساعتم دادم بهش ..
نزدیکای دو ظهر بود که از خونه زدم بیرون و رفتم سمت پارک و روی اولین نیمکت نشستم
اس داد که بغل تاب و سرسره است سریع بلند شدم و ساکو پشت خودم کشیدم
از هیکلش شناختم
-اقای خاکی
romangram.com | @romangram_com