#دردسر_پارت_331

تو فکرم غرق بودم

سرم بیش از حد پایین بودو خیره به نوک کفش هام بودم که دوباره صدای گوشیم بلند شد .....

همون شماره بود...

دستم رفت سمت دکمه که جواب بدم ولی نظرم عوض شدو قطع کردم ...

دوباره و دوباره تماس گرفت ولی من جوابی ندادم..

نمیخواستم بشنوم...

هیچی نمیخواستم بشنوم...

هیچی..

همه ی شوقم برای خرید پریده بود ...

راهمو کج کردمو رفتم سمت خونه.........

________________

با صدای زنگ گوشیم به امید اینکه رویا باشه از دستشویی پریدم بیرون و شیرجه زدم رو تخت و برداشتمش و بدون اینکه صفحه گوشیو ببینم جواب دادم ...

_الو..

صدای اشنا و نازکی از پشت تلفن میومد که برای رویا نبود

با لحن تهدید امیزی گفت:


romangram.com | @romangram_com