#دردسر_پارت_281
فقط میخندم .
چقدر بچه بودیم .
دوباره خندم گرفت .
نیاوش تکون کوچیکی خورد و با صدای خواب الود نق زد
-رویا..
با همون لبخند و صدای خندونم گفتم
-جانم ..
-بیداری؟
-اهوم ..
-بخواب خانوم کوچولوم ..
-اگه میتونستم که میخوابیدم ..
دستشو از دورم ازاد کرد و گذاشت روی پلکام و با خنده گفت
-بخواب عزیزم .
باشه کوتاهی گفتم چشمام بسته شد ..
romangram.com | @romangram_com