#دردسر_پارت_207
صورتش کشیده و استخونی بود ته ریش همیشگیشو داشت . اجزای صورتش چیز خارقلعاده ای نداشت .اما چشمای روشن و ابروهای خوش فرمش زیبایی جالبی به صورتش داده بود .اونم البته به لطف ابروهاش .
-قانون فیزیک روم نوشته؟
از انالیز کردنش دست کشیدم و با تعجب گفتم :
-ها؟
-هیچی . خب نظرت؟
با انالیزکردنش تیپ جذابی تو خیالم نقش بست و سهرابو توش تصور کردم.
لبخندی زدم و به سمت شلوارای کتان رفتم .
یه کتان مشکی از لا به لای شلوارا بیرون کشیدم و از میون پیراهنای مردونه اول یه پیرهن سفید برداشتم .اما نظرمو جلب نکرد و جای اون یه تیشرت شیری برداشتم که ساده بود .
کتای اسپرت از دور بهم میخندیدن .
رفتم سمتشون و یه تک کت مشکی خارج کردم و گذاشتم کف دستش
-بپوش ..
در حال انالیز کردن لباسا بود که رسول اومد
-بچه ها صفری واسه جریان اونروز باز هممونو میخواد..........
(نگار)
romangram.com | @romangram_com