#درنده_ولارینال_پارت_481
- پس اون هوای آفتابی کو ؟
شاهزاده آیدن با پوزخند گفت :
- از وزغ ها پیشبینی وضع هوا رو شنیدی ؟!
بریان ابروانش را تاب داد و پاسخ داد :
- سعی می کنم بهش بخندم آیدن ... برای تو چه فرقی می کنه ... نهایت یه گنجشک شکار کنی ..
آیدن با حرارت گفت :
- یه گوزن ... بدون گوزن به قصر بر نمی گردم .
آدریان شانه ای بالا انداخت :
- خوش خیال . اگه فکر می کنی می تونی به وعده شاخ گوزنی که به دیاران دادی عمل کنی ... کاملا در اشتباهی .
بریان اخم کرد و گفت :
- تو به دیاران گفتی براش یه شاخ گوزن می بری آیدن ؟
پرنس آیدن لبخند فاتحانه ای زد و گفت :
- آره .. شاخ و پوست گوزن ...
آدریان شاخه خشکی را از روی یک درخت کند و گفت :
- به دیاران نمی خوره اینقدر خشن باشه .. پوست گوزن ..
romangram.com | @romangram_com