#درنده_ولارینال_پارت_246
آیسار با نگرانی پرسید :
- پس راهی پیدا کردین ؟
تئون دوباره رز را از نظر گذراند و گفت :
- بله .
و سکوت کرد . رز با شرمندگی یک قدم به عقب برداشت و گفت :
- اگه لازمه برم ...
پیش از انکه حرفش را تمام کند ، تئون سرش را به نشانه تایید تکان داد . رز که اندکی دلخور اما خوشحال به نظر می رسید از انها دور شد و گفت :
- می بینمتون سرورم .
آیدن به روی او لبخند زد و دور شدنش را نظاره گر شد . تئون چشمانش را به آیدن دوخت و گفت :
- یه راه هست ... فقط یه راه اما من مطمئن نیستم ... یعنی ...
آیدن با اضطراب فریاد زد :
- اینقدر سختش نکن ... بگو دیگه .
تئون نفس عمیقی کشید و گفت :
- قربان ... اون باید بمیره .
آیدن گفت :
- بمیره ؟
romangram.com | @romangram_com