#در_تعقیب_شیطان_پارت_285
لباس عروسم خیلی زیبا بود لباسی به رنگ سفید مایل به کرم رنگ که روی دامنش گل های درشتی داشت دامنش به حدی بلند بود که تقریبا یه متر روی زمین کشیده می شد. یه شنل زیبای مخملی سفید روی لباسم می خورد که باهاش موهام رو می پوشوندم. از آرایشمم چیزی نگم بهتره چون مطمئننا همتون از زیبای خدایی این جانب کف بر خواهید شد : دی
سیاوش هم خیلی زیبا و شیک شده بود یه کت شلوار کرم رنگ که تقریبا با لباس من ست می شد یه پیران سفید رنگ هم پوشیده بود و یه گل رز قرمز هم در جیب سمت چپ کتش قرار داشت. همینطور یه کراوت مشکی زده بود که با رنگ پیراهنش تضاد زیبایی داشت. ماشین عروس هم که معلومه یه پژو پارس سفید رنگ بود که ماشین خوشگل آقا داداش اینجانب بود. کلا هر دو مون زده بودیم تو خط رنگ سفید همه لباسا و ... سفید بود.
با وارد شدن به تالار همه جیغ کشیدن و کف زدند. من از همونجا وارد سالن بانوان شدم و سیاوش هم به سالن آقایون رفت. کلا از مجالس مختلط متنفر بودم. چه معنی داره آخه...
****************
حسابی خسته بودم. کفش پاشنه بلندی که پام بود پاهام رو اذیت می کرد. مخصوصا که با اون کفشا کلی هم رقصیده بودم. مجلس به خوبی و خوشی برگزار شد و حالا هم همگی راهی خونه ی خودشون شدن. من و سیاوش هم بعد از کمی گشتن و فیلم گرفتن به خونه برگشتیم. با کمک مامان لباسم رو عوض کردم و به حمام رفتم. از بس عرق کرده بودم تموم آرایشام توی صورتم پخش شده بود. سیاوش هم اومده بود خونه ی ما دیگه هر چی باشه اینجا خونه ی اونم محسوب میشه. پاتریک از حمام طبقه ی پایین استفاده کرد تا سر و وضعش رو مرتب کنه. بعد از یک ساعت از حموم بیرون اومدم. هوا سرد بود بهمن ماه بود و هواشناسی احتمال بارش برف رو داده بود خیلی دلم می خواست برف بباره اولین سال زندگی مشترکمون رو با برف آغاز می کردیم و کلی برف بازی می کردیم.
با صدای در توجهم به در جلب شد. بفرمایید تو...
سیاوش بود آروم وارد اتاق شد و کنارم روی تخت نشت و گفت خسته نباشی خانوم خوشگلم.
- ممنون عزیزم تو هم خسته نباشی.
- من امشب میرم هتل ازفردا هم می گردم دنبال یه خونه خوب.
باورم نمی شد که به این زودی همه چیز تموم شده باشه. یعنی واقعا ما دیگه مال هم بودیم؟
- نه امشب نمی خواد بری هتل می تونی اینجا بمونی.
- نه خانومم. زشته نمی خوام کسی فکرای بدی بکنه.
romangram.com | @romangram_com