#در_تعقیب_شیطان_پارت_284
توی دلامون نشسته یه حس عاشقونه
نه چک زدیم نه چونه عشق اومد تو خونه
نه دیگه حرف مردم نه دیگه حس مبهم
خورشید من طلوع کن
من بی قرار صبحم
.....
با رسیدن به تالار پخش رو خاموش کردیم صدای آهنک از چندین متری تالار به گوش می رسید. بعد از پارک کردن ماشین پیاده شدیم من لباس بلند سفیدم رو که روی زمین کشیده می شد رو با دستم بلند کردم تا روی زمین کشیده نشه و کثیف نشه. که شادی رو در مقابلم دیدم.
- واااای پری چه خوشگل شدی؟
- می دونم
- وای این لباست چه خوشگله خیلی بهت میاد عزیزم.
- با لبخند شیطانی گفتم می دونم - می دونم و کوفت. حالا یکی ازت تعریف کرده اینقدر خودتو بالا نگیر.
romangram.com | @romangram_com