#در_تعقیب_شیطان_پارت_202


- چیزی شده؟

- آره یه جادوی حفاظتی اطراف ساختمون رو گرفته. باید نابودش کنیم.

پاتریک روی زانوهاش نشست و شروع کرد به خوندن ورد خاصی.

- جسدا خادرا گارسا حمارزسیابو مگاترویاسابا مابالتابایاسا میکروتروسراتون گرازیون فرادا و ...

با خوندن این اوراد جادوی نامرئی حفاظتی مثل یه ژله آب شد و آروم فرو ریخت. بعد از نابودی جادو به حرکتمون ادامه دادیم باید ازدرب ورودی وارد میشدیم وظیفه ی ما نابودی محافظا بود و گروه ویژه از راه سقف وارد می شدند و کار هدف رو یکسره می کردند. طبقه ی اول حدود 4 تا محافظ روی صندلی ها نشسته بودند و حرف می زدند. خیلی آروم بدون اینکه کسی متوجه بشه به داخل خونه رفتیم پاتریک خیلی آروم با گروه صحبت می کرد و اونا رو از وضعیت مطلع می کرد.

پاتریک: پریسا به نظرت چطوری باید کارشون رو بسازیم؟ با سلاح سرد یا جادو؟

- ما دو نفریم و دشمن 4 نفر اگه بخوایم با سلاح نابودشون کنیم فکر نکنم بتونیم همه رو یه دفعه نابود کنیم ممکنه زنگ خطر یا یه چیزی رو فشار بده و به بقیه خبر بده و عملیات به خطر میوفته باید همه رو با هم نابود کنیم.

- آفرین دختر داری راه میوفتی پس تو از جادوی دست های نامرئیت استفاده کن و گلوی اون کسی که کنار راه پله هست رو فشار بده تا خفه بشه با این کار بقیه متوجه اون میشن و کمی دستپاچه میشن و من از پشت یه نفرین روشون اجرا می کنم.

- باشه.

توی ذهنم عبارت دست های نامرئی رو تکرار کردم و با این کار جادو اجرا شد محکم گلوی هدفم رو گرفته بودم و اون داشت دست و پا می زد احساس می کردم داره جونش بالا میاد حس خوبی داشتم احساس می کردم دارم انتقام خواهر پاتریک رو می گیرم .

در همین حال همه ی جادو گرا متوجه مردی که در حال مردن بود شدند و پاتریک جادویی بی صدا رو روی سه نفرشون اجرا کرد تک تک بدنشون سوراخ شده بود و مثل آبکش ازشون خون بیرون میزد. منم با یه حرت کوچیک گردن هدفم رو شکستم آروم از پله ها بالا می رفتیم محافظا خیلی زیاد بودند من و پاتریک یک جادوی حفاظتی دور خودمون کشیدیم طوری که اگه کسی بهمون برخورد می کرد ذوب می شد.


romangram.com | @romangram_com