#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_87
وای که باز بوهای خوش دوران کودکی داره با بینی م بازی می کنه ، چقده خوبه بوی کاشی های ترک خورده بوی آب و جارو خورده روشون وای که چه لذتی داره بالا رفتن از این پله های سنگی با این ارتفاع زیادش شده بود یکی از ترس های دوره خوش کودکی من ، زمانی که فکر میکردم اگه از این پله ها بالا برم تونستم قله فتح شده رو پرچم بزنم ولی حالا چی ؟ حالا که این پله ها یک چهارم من نمیشن چه کیفی داره بالا و پایین کردنشون . وای که از شمعدونی های پر گل کنار هم نشسته نگفتم ، نگفتم که چه صفایی داره بو کردشون درست وقتی کنار حوض کوچیک نشسته باشی وقتی گل برگ های کوچیک و صورتی رنگش توی حوض آب تنی می کنن اون که دیگه برا خودش عالمی داره نگفتنی
- آرام مادر بیو ( بیا ) چویی ( چای ) بخور
از دوره کودکیم کنده میشم و پرت میشم اینجا بین چیزایی که گذر زمان زیادی تغییرشون نداده
آرشام - مهربانو جون ول کن اونو این آرام به این آب و هوا عادت نداره باید بزاری آپدیت شه
- چی چی شه مادر ؟
ای جانم به قربون سادگیت ای به قربون موندنت تو همون سالای اولیه وارد شدن تلفن
اصلا این زن همه چیش معرکه است ، وای که مث همیشه عطر چایش معرکه است . وای از وقتی که بهارِ نارنج همنشین چای عصرونه ات بشه خواب که خوبه هوش از سرت می پره تازه شارژ میشی برای شب زنده داری کنار مادر و دختری که بعد دوسال تلفنی حال و احوال کردن می رسن بهم حالا فکرش رو بکن اینا میخوان حضوری درد و دل کنن چشم تو چشم هم می ندازن میگن از خوشی ها و نا خوشی ها . از وصال دوباره دو تا دوست دو تا خواهر کاش برسه به یه وصلت ...
شب شده نسیم خنک عصر شده یه
سرمای بازیگوش که داره با پتو گلبافت سورمه ای رنگ رقابت میکنه . آقایون بعد از یه زیاده روی تو خوردن کلم پلو با دایی مهدی که به محض شنیدن خبر رسیدنمون خودش رو رسونده بود گرم گرفتن ، به گفته دایی زن دایی با ساجده یه مهمونی تولد دعوت داشتن . شکر خدا خبری از صدیقه خانم نیست ، رفتن تشریف بردن استراحت کنن ، چه بهتر که اتاق جدا خواست تا کِر دل شوهرش باشه من مجبور نباشم تو یه اتاق با خانم شریک شم . ترجیح ام اینه حالا که یه نفر بیشتر نیستم تشک پنبه ای که مهربانو برام تدارک دیده بکشم ببرم پهن کنم کنج دل خودش .
romangram.com | @romangram_com