#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_68

اون تحقیر پیله شده به گلو رو با زحمت قورت دادم ، این گرما برای گرم شدن دوبارم کافی نبود . جوابگوی اون چند ثانیه نمیشد

- سلام خاله . عیدتون مبارک صد سال به این سالا کنار عزیزان .

چی گفتم چی شنیدم ، کی گوشی دست به دست شد ، کی بی توجه به نگاه داداش رفتم اتاقم یا حتی کی آرشام اومد بگم نفهمیدم باور میکنی ؟

- چته تو ؟

- آرشام برو بیرون حوصله ندارم

- میگم چت شد ؟ چی شد یه دفعه ای صد و هشتاد تا چرخیدی نا آرام

هورمونهای برادرانش دارن ترشح می کنن اما به بدترین شکل ممکن همراه با زخم زدن های سطحی . جمع تر میشم

- هیچی چی شد اومدم موبایلم رو بردارم به دوستام تبریک بگم . حوصله سر و کله زدن با تو رو هم ندارم خواهشا ول کن

- آها به دوستات ، دقیقا کدوم دوستات ؟

هم چینی دست به سینه و تکیه به در داده انگاری مجرم گرفته . راست میگه کدوم دوست ؟ مگه من به غیر از کیانا با کسی دوستی عمیقی دارم ؟ دارم تو دروغم غرق میشم ، دست و پا زدنم رو می بینه و می خنده چقدر با بهرام تفاوت داره چقدر از شهرام دوره این گونه عجیب

romangram.com | @romangram_com