#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_59


- بزنم ببینی ؟

- تو خودت رو نمیتونی جمع کنی

- دلارام و آرشام فقط سه دقیقه دیگه

- مامان ببینش

- دیدم دختر کوچولو

- داداش بهرام نخند

آغاز سال یک هزار و سیصد و نود چهار خورشیدی .

بوم . پرتاب موشک از تانک نمیدونم چی با اون همه قدرت انگاری میخواد نشون بده تو سال جدید قدرتمند تر از همیشه هستیم . صدای نقاره خونه حرم خوش آب و هوای امام رضا و یه لرزش خفیف خیلی خاص ته دل آدم ، یه نم اشک ناتوان که همیشه این موقعه تو چشمم جمع میشه و من نمیدونم چرا . بابا قران رو می ب*و*س*ه اما زمین نمی زاره ، مامان رو خیلی آروم بغل میکشه ، همیشه اینقدر آروم جلو رفتن یا گذشت سالها آرامش رو جزئی از وجودشون کرده ؟

آقا زاده ها شرمگین سرشون پایینه ولی منه چشم سفید خیلی با دقت زیر نظرشون دارم . پیداست ب*و*س*ه گرم بابا رو پیشونی کم چروک مامان عطر و تازگی همون سالا رو داره با اینکه یه پچ پچ آروم در گوشه اما من نزدیک بهشون به خوبی میتونم بشنوم که حسین آقا به مینو خانم میگه


romangram.com | @romangram_com