#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_565
روزایی که نه حال من این بود نه قلبم پر از کینه ، کاش به حرف های داداش گوش داده بودم کاش به تشویق های کیانا دلخوش نمی کردم
بعد از اون افشای راز مرگبار خاله پا پس می کشیدم و هزار ای کاش و ای کاش دیگه
و باز ای کاش این جمعه با غروب همیشه دلگیرش میگذشت تا من فردا ساعت هشت شب پرواز کنم سمت مهربانو جونم کنار همون تشک و لحافی
که کنج بخاری جا خوش کرده کنار سماور استیل با مهمون قند و چایی دورش اون استکان های بد دست کمر باریک
چیزایی که می بردتم تو همون دوران خوش گذشته اون مسافرت های هر ساله زمانی که امکانات کم بود مردم از خودشون برا هم
مایه می ذاشتن نه الان که برای رسیدن به همون امکانات از دیگران مایه می زارن هنوز ملکه ذهنمه مهربانو چطور تو سرما و گرما
تا مخابرات می اومد تا به مامان زنگ بزنه علم پیشرفت کرد تکنولوژی به سرعت هر چه تمام تر رو به جلو در حرکته
ولی الان برای حاله بده من هیشکی هیچ کاری نمیتونه بکنه نه دارویی نه سرُمی نه سرنگی
کاش به دعوت داداش و زن داداشم برای بیرون رفتن باهاشون جواب مثبت داده بودم بلکه بشه از این همه فکر و خیال
romangram.com | @romangram_com