#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_563
بغل کیانا گرم بود مثل همیشه ولی من چرا اینقدر سرد بودم ؟ چه ربطی به کیانا داشت ؟ چرا همه رو با یه چوب می روندم ؟
- خوش بگذره
- حتما می گذره
وقتی تو آغوش خاله رفتم شرم و خجالت اون پس زدگی پسرش تا حلقم بالا اومد
- خوب شو زود برگرد خاله جون
اونم می دونست حال من به چه وخامتی رسیده ؟ می دونست این دوری رو برای پس زدن این حس های کادو پیچ پسرش انتخاب کردم ؟
عموکوروش دست روی شونه ام می زاره شرم دارم از لمس پدرانه اش
- داشتن تو لیاقت می خواست ، به هیچی فکر نکن عمو جون
چقدر تلخ و بد مزه بود اون عمو جون گفتن مردی که دوست داشت من دختر جونش باشم
romangram.com | @romangram_com