#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_539
بازم ایول به آرشام اینم دسرش نوش جونت صدیقه خانم
، این زن تنها تخصصش شکوندن دل آدماس از نجلا خیری نرسید اومد سر وقت من با اون زبون همچون سوهانش افتاد به
جونه منه بی جون منی که با یه تلنگر همه چی رو بهم ربط می دادم که گریه سر بدم . صبر کن یه شوهری کنم تا جفت چشات با هم دراد .
مامان هم ترجیح میده کارد و پنیرُ از هم دور کنه ترجیح میده جای این که به اسم ظرف شستن دو ساعت تو فکر و خیال
جلوی سینک وایسم به آب بازی و نوازش ظرف ها برم تو اتاقم جایی که داداش بهرام زودتر منتظرمه . با دیدنش با اون نگاه ماتم زدش به سمتم
اشکام چه بیخود و بی بهونه سرازیر میشه اون چند هفته تلاش با اشکم آب میشه می چکه پایین سد مقاومتی من اینقدر
سست بود ؟ دخترا چقدر تو خودشون ضعیف ان . آغوش برادرانه برام باز می کنه و من پرواز می کنم سمت مردی که خودش هشت
سال پیش احتیاج داشت به این آغوش به یه پشتوانه اما نداشت تنهایی این درد و به دوش کشید طاقت آورد و به نتیجه خوبش هم رسید
اما من طاقت ندارم نمیتونم از اون روز بگذرم دارم له میشم زیر بار اون حرفای کوبنده اون سوءتفاهمی که عرق شرم به قاب
romangram.com | @romangram_com