#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_507
- دلارام آروم باش باشه آبجی
اینو میگه تا من یواش تر دندون بهم بسابم ولی من هیچ کنترلی دستم ندارم تا شاید بشه یه فکری براش کنم
- سلام آقا بهرام سلام خانم زاهدی
داداش آروم پلک می زنه نجلا یه لبخند عمیق . هر دوشون بهم چسبیده بر می گردن سمت صدایی که منو انداخت ته سیاه چال حرفاش
سلام و احوالپرسی شون تو هاله ای از احترام و حفظ نفرت بیرون زده ی منه نه خیلی گرم نه خیلی سرد درست مثل فصل پاییز
اون روزایی که تکلیف سرما و گرما مشخص نیست نمیدونی لباس گرم بپوشی یا یه رو انداز نازک کافیه
می دونم بدن بهم چسبیدشون دید کیان رو به من کور میکنه اما اون پاهای آویز شدم از دستگاه یه شکل عجیب و غریب
به پاهاشون میده نشون از شخص سومی هم میده ولی من با این تن لرزون اون خشم نفس گیرم نه تنها الان بلکه روزها بعد ماه ها
بعد هم نمیتونم ببینمشُ آرومُ ساکت باشم با احترام برخورد کنم ، این کسی که سعی کرد دوباره خورده هاشو بهم بچسبونه
romangram.com | @romangram_com