#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_465


- دخترم رفتن اینجا ها با خودته ولی برگشتنت با خداها

چرا نصیحت و دلسوزی راننده ی پیر منو نترسوند ؟ چرا هیچ شبهه ای ته دلم ننداخت ؟

چه لرزشی داره دستم وقتی رو زنگ می شینه چه زود صدای تیک باز شدن در به گوش می رسه

- پدر جون منتظرم باشید

دره سنگین رو هل میدم جلو آره بایدم سنگین باشه باید یه جوری از این همه اموال و پول خوابیده محافظت کنه یا نه ؟ به چشم

دیدم اون قصر خونده شده تو رمان ها رو . بزرگی خونه قصر ویلا هر چی که هست عصبیم می کنه انگار جمله راه باز جاده دراز اینجا هم کاربرد داره

دوست ندارم به محیط سرسبز و دلباز خونه به اون استخر پر اب توجه کنم میخوام تمام توجه ام رو بزارم رو کیان.

اون مرد قد بلند با لباس خوش پوش نخودی رنگ خوده منفورشه ، آرش ، اون کسی که قراره من دست خالی باهاش رو به رو شم

آرش ، کسی که برای پیشواز از من اومده برای استقبال از تمام نگرانی هام


romangram.com | @romangram_com