#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_454

این بود دلیل اون همه بی توجهی به آرش ؟ اون چشم غره ها اون صورت ندادن ها همه و همه از اینجا آب می خورد ؟

یادمه مسافرت شب عید با بودن آرش چقدر به دهن خانواده خاله زهر شد چقدر کیانا خودخوری کرد خاله چشم و ابرو اومد

چه سکوتی چه دلهره آور چه سره سنگینی چه روز بلند و طولانی

کاغذ رو از بین انگشتای سست خاله می کشم هنوز هیچ تصمیمی برای رفتن ندارم ولی نمیخوام دست خاله بیشتر از این پیش

روم دراز باشه دلم نمیخواد همون کور سو برق امید هم از چشمش بپره

- میری ببینی ؟

از کی زبونم سنگین و کرخت شده ؟ از کی جواب دادن به سوالِ خاله برام سخت شده ؟ بگم نه دلش رو امیدش رو یه جا به یغما بدم یا

بگم آرهُ دلخوشی تهی و پوچ بدم ؟ من هنوز تکلیفمم با خودم مشخص نیست

- مامان خواهش می کنم بزار فکر کنه دلارام خیلی خسته اس امروز رو خیلی تحت فشار بوده



romangram.com | @romangram_com