#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_390

- مگه تو وجدانم داشتی ؟

نگاه پر غصه اش رو از بهرام می گیره و ادامه میده

- عذاب وجدان داشت همه چیزم رو ازم می گرفت فقط یادمه هر چند ساعت

یه بار یه چیزایی تلخ و گس با زور ته حلقم می ریختن تا اینکه چند ماه بعد یه مرد وارد زندگیم شد که همه چی رو تغییر داد من براش

یه چیزایی رو گفتم ولی اون نیاز داره از خود شما بشنوه اون به زبون فارسی تسلط نداره تازه دو ساله داره تلاش می کنه یاد بگیره

فقط خواهشم اینه ... این که منو پیشش خراب نکنید اون تنها امیدم به زندگیه اون .... اون .... میشه بزارید بگم خودش بیاد گفتنش برام ...

به گمونم اون پوزخند صدا دارِ داداش قوتش رو می گیره ولی وقتی سرِ تایید بابا میاد پایین نجلا با تنها گوشی دستش منو می بره به قدیمای

نه خیلی دور نه خیلی نزدیک به اون عادت همیشگی که هیچ وقت دوست نداشت کیف دست بگیره ، خیلی فرز یه ارتباط تلفنی برقرار میکنه

و همه جا سکوت پراکنده میشه مکالمه اش با یه زبون بیگانه اس اما اسم راجر خیلی واضح و شفاف تو گوش و ذهن هممون می شینه

سالن خونمون شده سن نمایش تماشاچی ها آروم به صحنه نمایش چشم دوختن خود نجلا سمت آیفون می ره و قبل از صدای هشدار دهنده

romangram.com | @romangram_com