#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_377
سر داد التماس کرد نفس گرفت سرفه کرد زخمش تیر کشید از اون همه فعالیت اضافه تا ساعت رسیده به هشت شب و من اصلا حس
نکردم گذر زمان رو و حالا یه ربع بعد از هشت با یه لیوان آب سردی که درخواست کرد سرش آروم رو بالش جا گرفته چشماش بسته است ولی
تشخیص خواب و بیداریش کار من نیست و من تنها نگاش می کنم اون اسوه صبر و خواستن رو اون .... اون صدای تیز موبایلم بازم یادم میاره
که کیان خان موبایلم رو برنگردوننده
- جانم داداش
- خوبی ؟
صداش به عکس صبح چه آرامشی داره
- من یا نجلا ؟
اعتنا نمی کنه به رو دستم
romangram.com | @romangram_com