#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_352

- زن داداش دیگم این فکر رو در موردم نداره شک ندارم ازم متنفره

- من زن داداشت نیستم

- من هیچ وقت داستان رو از زبون تو نشنیدم .

- زیادی تکراری شده

- وقتی از زبون یکی از شخصیت های دیگه باشه روند داستان عوض میشه میدونم باید برای اشک ریختن آماده شم

این زن سی ساله چقدر اشک داره که بریزه ؟ درست مثال بچه های که با یه پخ گفتن اشکشون در میاد . دوست داشتن عمیق قلبیش

بیداد میکنه از اون صورت تابیده اش .

- تازه اسباب کشی کرده بودیم همگی خسته بودیم مامان و بابا داشتن به اتاق خودشون می رسیدن منم روی اون

مبل ایلون و ویلون شده وسط پذیرایی لم داده بودم

- داشتم یه خمیازه بلند بالا می کشیدم که نجمه با یه پسر قد بلند و خوش تیپ وارد شد ، خوش لباس بود و مردونه یه لبخند خیلی آروم

romangram.com | @romangram_com