#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_302
عقب می کشم صاف می شینم
- کی ؟ کی میاد ؟ کی میارنش ؟ ( سر تکون میده از صدای گرفتم زیر لب می گه " صداشو نیگا ") بدو .... بدو ... جمع کن باید بریم
اگه می دونستم تو همین سه چهار ساعت هم خونه نمی اومدم . بلند شو به چی نگاه می کنی ؟ باید به حسینم خبر بدم
چیزی نمونده بود اونم راهی بیمارستان شه . پاشوووو
- شورش رو نزن تا نیم ساعت پیش با هم بودیم ، ده دقه ای میشه رفته خونه
- نامرد صبر کن حالش رو می گیرم دیوونه یه خبری نداده . میگم مامان چی پس ؟
- گفتم مامان اینجا تنهاست
- اومده خونه ؟
با سر جواب اره میده ، وای بر من با این حق فرزندی ادا کردنم .
- خب حالا که صدیق هست بیا بریم
romangram.com | @romangram_com