#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_230
بی صاب دارن کار خودشون رو می کنن . هنوزم چشمام ساعت نه شب که میشه تو اون تاریکی سایه انداخته پایین
در ورودی به دنبال یه حجم سیاهی می گرده و درست وقتی اون سیاهی صورتش رو می کشه بالا من جمع میشم پشت اون
لش های آویزون بین گلدون و زمین به ترس اونا هم دامن میزنم خودشون کم از افتادن هراس دارم که منم آویزون این ترس میشم
این ترسی که جدیدا مستاجر خونه م شده ازم میخواد یکم فاصله طولی رو رعایت کنم .
تو این یه هفته ای که گذشته هر روز بیشتر از دیروز حس میشه که ....
این روزا کاملا ملموس حس میشه حرف کیان تو خونشون بیشتر شده . برنامه کاری که برام زیادی تکراریه کی میاد ، کی میره ،
الان داره چیکار میکنه ، اصلا کار اصلیش چیه ، چقدری درس خونده ، کجا خونده . عمدی یا غیر عمدی بودنش قابل تشخیص نیس مهم اینه که
منو ساکت میکنه به تمام سوالاتم جواب میده به همه ی هیجانات مغزی به خواسته های قلبیم . تکراریه بزار باشه مگه شما یه
سریال رو دو بار نگاه نمی کنید ؟ مگه یه کتاب رو چند بار نمیخونید ؟ مگه یه مکان پر خاطره رو چندین بار طی نمی کنید ؟
اون کیانای بی وجدان کوچکترین تاثیری از دوست داشتن درونیش نشون نداده ولی زیادی میگه از دوست داشتن های پنهونی و ...
romangram.com | @romangram_com