#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_229
از این سکوت میخواست به چی برسه ؟ از این اعتراف به خواسته من به چی رسید ؟
ثابت شده بود که دیو چو بیرون رود فرشته دراید . ای دیو بد سیرت شک نکن تلافی می کنم
باز اون حس خوره شده اون اشک های پیله شده اون ضعف کشنده . آره نمیشه نباید این جوری ادامه داد . بالاتر از سیاهی که رنگی
نیس یه کلام میگم و خودم رو راحت میکنم گ*ن*ا*ه که نکردم استارت این دوست داشتن رو اول من زدم .
تو این یک هفته ای که از تصمیمم برای اعتراف به کیانا در مورد دوست داشتن برادرش گذشته مصمم شدم کلامی در مورد آرشام حرف نزنم
میدونم کم محلی یه هفته ای آرشام از اون بی اهمیت جلوه دادن من در برابر دوست داشتنش سر گرفته هر چند بعد از اون
واقعیتی که درسته تو صورتم کوبید هیچ دل خوشی برای حرف زدن باهاش ندارم میشه گفت یه جورایی قهریم با هم
این روزا من زیاد بالا می رم شاید بشه گفت میخوام در بیاد اون حرص آق داداش که چشم انتظار دیدن بانوی چشم عسلیه
تلاشم برای کمتر دیدن کیان ادامه داره البته این تلاشیه که فرمانش از این مخچه تازه به کار افتاده صادر شده ولی این قلب و چشم
romangram.com | @romangram_com