#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_160

- آقا اومدی اومدی نیومدی من رفتم

خب یکی بگه احمق کجا بری ؟ کو پول ؟ کو وسیله ؟ برای کی داری حجت تموم میکنی ؟ منه بخت برگشته کارم پیش این گیره خودشم اینو می دونه که داره می تازونه

میرم ولی صدای هیچ قدمی رو پشت سرم حس نمیکنم نبایدم حس کنم چرا که طرف حرف منو به هیچی حساب نکرده ، نه ....این آقا خیال نداره از جاش جم بخوره سوای خواسته قلب صاب مرده ام ولش می کنم خریداش رو میزارم رو کیت حسابداری با یه بازدید بدنی از در میزنم بیرون میرم می ایستم کنار اون مزدا2 درست کنار در جلو از پشت شیشه های دودی شده سخت میتونم صندلی جلو رو ببینم صندلی که میدونم نشستن روش برام آرزو میشه

فکر کنم پنج دقیقه ای شده که دارم با چشمم همگی رو از یه خرید تو روز به این گرمی بدرقه میکنم که یکی پنگوئن وار داره نزدیکم میشه اوفی چه هوای خنکی شده ، با اون پلاستیک های توی دستش ، آ بکش نوش جونت حقته خودت تنهایی بیار تا حالت بیاد سر جاش

بزار ببینم این چرا داره میاد سمتِ جلوی ماشین خب برو سمت صندوق عقب که می خواستی دست منو بینش پرس کنی ، آهای لعنتی با توام .

خب لعنتی بلند بگو شاید گوش شنوا پیدا شد . با پاکت های توی دستش منو از کنار در جلو هول میده عقب نه من می خواستم جلو بشینم ، یکی بیاد بهش بگه فلسفه صندوق عقب چیه این چرا داره خریدارو میزاره جلو . اهای مگه این ماشین به اصطلاح با کلاس و مدل بالات صندوق نداره ؟ اصلا بده خودم میزارم اینا اینجاست صندوق عقب . هی از جبرت روزگار ما که ساختیم مث بچه ادم رفتیم عقب نشستیم تو برو حال کن .

باز جای شکر داره که مسیر برگشت رو با این سرعت رد می کنه هرچند کل مسیر یه طرف استرس و ترس ماشین پارک کردنو و اون همه پلاستیک رو تو آسانسور جا دادن یه طرف ولی دوست داشتم این اضطراب جونده رو حس اون نزدیکی تو آسانسور رو اون تصویر واضح و روشن از موهای خوشرنگش از اون سفیدی شش تیغه از اون دونه های عرق قابل شمارش از دیدن به این نزدیکی اجزای صورتش وجب به وجب کردن اجزای صورت مردونش .

اصلا سعی نکردم نگام رو ازش بگیرم وقتی میخواست زرنگی کنه تا مچ نگام رو بگیره . بی تعارف خیره نگاهش شدم اونه که کم میاره . سرش افتاده تو سرازیری ، الان داره برای من سر تکون میده اونم از روی تاسف؟

- سرت چشه ؟

- برای تو متاسفه دختر خاله

romangram.com | @romangram_com