#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_145


تو اتاقم زیر نور ملایم دیوار کوب یه مسیر باز شده پیش روم یه راه جدید یه راه سر سبز تر صاف تر درست از شبی که کیان شد تو انگاری یه پرده ای از بین ما افتاده باشه

انگاری که یه قدم بهش نزدیک تر شده باشم امشب یه چیزایی خیلی یهویی فرق کرد .

- با این لب خندون داری به کیان فکر میکنی ؟

- داداش

- هر چی من در میزنم می بینم خیر خانم قصد نداره بشنوه چه برسه به جواب . امروز خوش گذشت ؟ مامان گفت با کیان بر گشتین خونه

- اوهوم .

- خب ؟ تو اون مزدا 2 اتفاق خاصی افتاده که این موقع شب با این لب خندون داری از کاخ آرزوهات بالا می ری

- امشب یه چیزایی فرق میکرد اما من نفهمیدم چی .

- جو خوش اولین بار درست مث روزی که نجمه تو ماشین کنار من نشست


romangram.com | @romangram_com