#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_136
- هیچی خیالم راحت شد نصفه شبی اسیر و آواره خیابون های خلوت نمیشم
- لبخندت چی ؟
- گیر دادی کیانی برو دیگه برو ببین
- بگم خوشم نیومد ناراحت نمیشی ؟
- نه ناراحت چرا ؟ بیا برو بوتیک بعدی .
نمیدونم شما هم به این حال من دچار شدید یا نه ولی اونقدری کیف داره بدونی قراره کی بیاد دنبالت بدونی قراره با کی برسی خونه انگاری یه مسکن قوی زدم یه جا از جاذبه زمین کنده شدم نمیدونم کجا رفت خستگی اون همه پیاده روی برای یه جفت کفش ، خودمونیم عجب اثراتی داره دوست داشتن کیان .
بگم یا نگم از رسیدن کیان ؟ نه ... بزار بگم وقتی اون مزدا 2 جلوی پامون ترمز کرد قلب من با چه سرعتی دور موتورش رفت بالا ... اینه معجزه اولین ها
خواهر و برادر دارن خریداشون رو جا میدن صندوق من دارم با چشمام تصویر واضحی رو از این مرد جا میدم تو حافظه بلند مدتم . اون قد نه چندان بلندش اون تی شرت آزاد زیتونی رنگ تو تنش ، دارم جا میدم این مدل موهای جدید یه ور شده رو ، چقد هماهنگ شده قلب و این مخ بی زبونم چه خوبه هر دوشون نظرشون یکیه " چه خواستنی شده این مرد اخمو " " چه لباسش بهش میاد " حق دارن این دخترای گنجونده شده تو رمان ها من هیچ وقت حس نکرده بود تیپ پسرا چه طوری میشه که خواستنی میشه تهش یه دو تا تکه پارچه بود دیگه میگفتم تهش یه لباس چسبون با یه موهای پریشون این که دل لرزیدن نداره ولی باید ببنی تا حس کنی پیش بیاد برات تا بفهمی چی نوشتم ، میشه با یه لباس آزاد تو تن با یه مدل موهای ساده یه ور شده خیلی چیزا رو فراموش کرد خصوصا خستگی گشتن برای پیدا کردن یه جفت کفش میشه طرف رو با یه دید دیگه نگاه کرد میشه لذت برد از تن خور شیک لباساش از اون کتونی های مشکی
پوزخندات هم برام دلنشینه آقا کیان حالا تو هی لب یه ور کن حالا هی بیا طعنه بزن
- سوار نمیشید ؟
romangram.com | @romangram_com