#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_134
- بابا دست رو جیگرم نزار ، چی بگم پشت سر زن خودم
مامان - چقدر گفتم شهرام مامان این دختر وصله تو وصله تن ما نیست . چقدر گفتم ؟
- مامان دوستش داشتم اروم بود سر به زیر بود زبر و زرنگ بود خانم و تمیز بود
- خب برو دلت رو به همینا خوش کن
- مامانم دارم میگم بود یعنی دیگه نیست ، کاش همون صدیقه چهار سال پیش بود تا بشه حتی به خاطرش قید بچه رو هم زد . شرایط سخت ازش یه آدم غیر قابل تحمل ساخته به خدا خسته ام خونه برام شده جهنم تا دیر وقت سر خودم رو با کار گرم کردم بلکه بحث و جدل بینمون کم بشه به خدا منم آدمم منه مَرد احساس دارم . نمیشه .... نمیکشم .... خسته ام .... خسته شدم ..... خسته ....
بهرام - بفرستش مسافرت برای روحیه خودش برای این بهم ریختگی خودت . تا کی اینطوری ؟ پا در هوا ؟
- بارها بهش پیشنهاد دادم شک داره به نیت خیرم میگه میخوای چه غلطی کنی که منو از اینجا دور کنی
مامان - دست به دامن امام رضا ع شو .
کاش اون پایینی ها می دونستن کیانا هنوز کنار من برای دلداری من شونه ام رو ماساژ میده . من با کیانا راحت بودم سر و سری به غیر از علاقه ام به کیان چیزی پنهانی نداشتم ولی دوست نداشتم وجهه خانواده ام رو خراب کنم . میدونم حرف بدی زده نشد حرکت بدی بروز ندادن ولی خیلی زود بود کیانا ببینه که صدیقه چطور تونسته هممون رو بهم بریزه ببینه برادر بیچاره ام چطوری همه علاقه اش ته کشیده حتی شاید بشه گفت به پایان عمر زندگی متاهلی اش رسیده کاش میشد بفهمم کیانا که چند قدمی ازم دور شده و وارد بهار خواب شده داره به چی فکر میکنه به اون دختر غرق در فکری که سنگینی اش رو داده به نرده ها و ...
یک دفعه صاف ایستادنش می پرونتم
romangram.com | @romangram_com