#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_112
- کیانی خوابی ؟ میرم قدم بزنم
- هوم ... برو . سرده ها ...
انقدری گرمای این کینه بی اساس به جونم چسبیده که سرمای هوا هم چاره ساز نیست
چراغ پشتک آشپزخونه شده چراغ خواب خونه ، در ورودی بازه که این خیلی عالیه . بی صدا رد میشم تو اون حیاط حدودا صد متری باید خیلی آهسته قدم رو رفت تا رسید به تاب پشت درخت پر بار ازگیل . نرسیده به پیچ صدای زمزمه ای آروم برام میشه چراغ قرمز ، سلول های بنیادی من قصد عقب کشیدن رو ندارن . می دونید فالگوش یعنی چی ؟
- ریسک بزرگی کردی پسر ، اگه میخورد تو دستش چی ؟ یه کل کل ساده ارزش این ریسک رو نداشت
- بی خیال بابا خودم حواسم بود اون یکی دستم بالاتر از دستش بود اگرم آرشام نمی رسید دست خودم پرس میشد در حد کتلت
- ول کنِ ماجرا نیستیا ، چیکار به کار این دخترک داری ؟
دخترک هفت نسل قبل و بعدته مردک بی شعور
- عشقی . حال میده سر به سرش بزاری غرور نداره ولی کمم نمیاره
خوب اینم از استدلال آقا کیان . حالا چون کم نمیارم بیا دستم رو له و لورده کن وای یعنی ... عزیزم گفت که دست خودش بالاتر بوده ولی هرچی حالا که غرور ندارم باید نون خامه ای رو از جلوم می کشید . وای دیدید یادم اومد نون خامه ای ها رو .
romangram.com | @romangram_com