#در_انتظار_چیست_پارت_346

- نغمه چی؟ اون نمی‌تونه شاهد باشه؟

- نغمه فقط می‌تونه ذهن دادگاه رو منحرف کنه پسر؛ اون که ندیده کیان قتل انجام داده، فقط براساس گذشته نظرش رو داده.

- اگه کار اون نباشه؟

- هست! برو پسر، فعلا.

- فعلا.

وقت زیادی نداشت. این موضوع بیشتر اعصابش را بر هم می‌ریخت. وارد اتاق شد. شینا به روی تخت نشسته بود و در حال تماشای تلویزیون بود. با دیدن ارسلان از جای پرید و با حالت نگرانی گفت:

- علی... چه‌قدر دیر کردی؟

- سلام... ببخشید، خواهر دوستم خودکشی کرده بود گفتم که.

- چه بد! الان حالش چه‌طوره؟

- تازه از بخش آوردنش بیرون. مثل اینکه حالش بهتره.

- خب خداروشکر، بیا بشین.

- نه، می‌خوام برم دوش بگیرم بخوابم، خیلی خسته‌ام.


romangram.com | @romangram_com