#چشمان_سرد_پارت_297
سرش رونامحسوس تکون دادکه من هم دستش روگرفتم و دویدم طرف بیرون وفورادکمه آسانسور روزدم ورفتیم پایین
بعدهم باسرعت سوارماشین شدیم وحرکت کردیم که فقط صدای بهناز وطرلان روشنیدیم که جیغ میزدن ومیخواستن وایسیم
من هم باخنده چندتاگل توی ماشین روکه واسه تزیین بودروبراشون پرت کردم ودورشدم
به سرعت به سمت آتلیه ای که آرادگفته بودرفتیم
**
طنین
باخنده برگشتم طرف آریاکه دستم روگرفت وب*و*سید بعدهم گفت
-خیلی خوشگل شدی
پشت چشمی نازک کردم وگفتم
-بودم
اون هم خنده ای کردوگفت
-البته
بعدهم به سرعت رفت طرف آتلیه!
ازآتلیه نگم بهتره!چون بعدازکلی عکس که توی حالات مختلف ازمون گرفتن.یه نفردوتااسلحه آورد وداددستمون .تازه فهمیدیم چراآرادگفت بیایم اینجا
آریا-پسره بیشعور!حتماازقبل هماهنگ کرده که عکس نظامی هم ازمون بگیرن.آخه اینم مدله که میخوان بگیرن؟
خنده ای کردم وگفتم
-فیلممون که بامزه شد.چرا عکسامون نشه!
بعدهم چشمکی زدم که گرفت
فورامن اسلحه روروی سرش گذاشتم وکراواتش روکشیدم که اون هم سرش روبه عقب کشیدودستش روانداخت دورکمرم ولباش روهم به حالت ب*و*سه جمع کردمن هم درحالی که خنده ام گرفته بودپشت پشمی نازک کردم که عکاس فوراگفت
-ایول این محشره
بعدهم عکس روگرفت.خلاصه کلی هم ژست نظامی گرفتیم وقرارشدکه یه کلیپ ازعکساروبرای امشب آماده کنن!
ماهم باتشکرحرکت کردیم ورفتیم طرف تالار
وقتی رسیدیم دیدم که بهناز وطرلان هم اونجان هردوتاشون بهمون چشم غره رفتن که من باخنده رفتم جلوهردوشون روب*و*سیدم.بالاخره بعدازمراسم عقدوکلی چیزای دیگه که همتون میدونین قرارشدکه اول کلیپ رونشون بدن وبعدازشام بریم به طرف باغ!آراداومدطرفمون وگفت
-عجب کلیپی شده حظ میکنین!
ماهم بالبخندبهش نگاه کردیم که دکمه پلی روزدوبعدوای!خدا!آبرومون رفت
کلیپ بایه آهنگ نظامی شروع شدواولین عکس هم چی؟همون که براتون توصیفش کردم.صدای خنده ی همه توی سالن پیچید.مادوتاروبگوکه باچه دل وتوکلی این عکساروگرفته بودیم.دیگه هیچ کس روپاش بندنبود.من وآریاهم ازگندکاری که کرده بودیم خجالت میکشیدیم ودرعین حال میخندیدم!
بالاخره این فیلم آبروبرتموم شدوماهم نفس راحتی البته به ظاهرکشیدیم چون هرکسی میومدیه تیکه ازکلیپ روبرامون بازگویی میکردکه مثلااینجاش باحال بودوالبته بدترهمکارامون که میگفت اصلافکرش روهم نمیکردیم که شمادوتااینجوری باشین
romangram.com | @romangram_com