#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_459
با شیطنت پرسید:
- حدس بزن کی من و فرستاده دنبالت؟
شانه ای بالا انداختم و او ادامه داد:
- فرزاد زنگ زد و گفت بیام دنبالت!
- فرزاد؟!چکار داشت این موقع صبح؟
- هیچ چی! میخواست ببینه کارمند فعالش بیدار شده یا نه! گفت بگم نظرش عوض شده و مرخصی بی مرخصی!خودت و سریع برسون شرکت!
فهمیدم قصد شوخی دارد .ضربه محکمی به بازویش زدم
romangram.com | @romangram_com