#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_418

- کتی خواهش می کنم با من بحث نکن، می دونی که من اعصاب درست و حسابی ندارم! من به فرزاد بی احترامی نکردم ، خسته هم نیستم ، ناراحتی ام فقط به خاطر نگاه خیره جناب فرزاد خان به اون دختره بد ترکیب بود! بنظر تو این دلیل موجهی نیست؟

ناباورانه نگاهم کرد.

- کدوم دختره ، تو از چی حرف می زنی؟!

صدایم از تاثیر بغض می لرزید .دستهایم را مشت کردم و تقریبا فریاد زدم:

- همون دختره لعنتی که داشت سیگار میکشید .همون دختره که کم مونده بود با نگاش فرزاد رو درسته ببلعه ! حالا متوجه شدی؟

با تعجب بازویم را گرفت.

- خیلی خب دیوونه!چرا داد می زنی؟ همه دارن نگامون می کنن! خب این مساله به تو چه ربطی داره؟ اصلا بر فرض که فرزاد به اون دختر نگاه میکرد، این چرا باید تو رو آزار بده؟!


romangram.com | @romangram_com