#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_386

- می شه بگید دوتا خواهر و برادر، دو ساعته چی دارید پچ پچ می کنید؟ بابا ناسلامتی ما مهمونیم ها!

شایان بسمت بچه ها رفت و جواب داد:

- شما که خودت صاحب خونه ای آقا مهرداد! فقط توضیح بده ببینم چه بلایی سر این ظرف میوه اومده؟ نکنه قوم تاتار از اینجا رد شدن و ما خبر نداریم؟

همه به خنده افتادند و مهران با لودگی گفت:

- وا، چشم در اومده ها! چرا همه تون اینجوری به من نگاه می کنید؟ من که لب به چیزی نزدم، آخه روزه ام!

کتی در جوابش، دهن کجی کرد و گفت:

- آره جون خاله ات! پس من بودم که مثل قاتلها، نسل میوه رو کندم!


romangram.com | @romangram_com