#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_275
هنوز در این فکر بودم که او کجا بوده است .جواب دادم:
- البته برام کمی سخت بود، ولی بهر حال باید می اومدم ببخشید......
مکثی کردم و با نگاهی کنجکاو پرسیدم:
- می تونم بپرسم شما کجا تشریف داشتید؟!من حنجره ام زخم شد از بس صداتون کردم.
خنده ای کرد و دستش را در جیب شلوارش فرو برد.
- ظاهرا عروسی خیلی خوش گذشته!هنوز آثارش توی صورتت مونده!
و به آرایش ملایمی که بر صورت داشتم اشاره کرد.احساس کردم تمایلی به پاسخ به سوالم ندارد .لحظه ای چشمهایم را بستم و پس از باز کردنش سعی کردم اصراری در کنجکاوی ام نداشته باشم.لبخندش عمیق تر شد و گفت:
romangram.com | @romangram_com