#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_207

- ممنونم .سال نو شما هم مبارک!از دیدنتون خوشحالم .چقدر ناگهانی و بی خبر اومدید!

دستش را در جیب شلوارش پنهان کرد .

- منم از دیدنتون خوشحالم .در ضمن اینجا همه می دونستند من کی می آم!

نگاه مبهوتی به جانبش انداختم.

- همه؟!پس چرا من خبر نداشتم؟!

لبخند پر رنگتر شد و بسمت دفترش رفت .

- شاید چون براتون مهم نبود!بهر حال امیدوارم که تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه .لطف می کنید پرونده کارهای این مدت رو به دفترم بیارید؟


romangram.com | @romangram_com