#چشمانت_آرزوست_پارت_171
-وقتی به عنوان مهمان میاین چرا میزبان به نگهبانی خبر نمیده
چقدر پرو زمان پیاده شدن بهش گفتم:میزبان خبر نمیده چون خودم میزبانم
تا خواست فکشو باز کنه شکرخدا در بسته شد اونم خفه شد زنگ درو زدمو قایم شدم خب نبود درو با کلید باز کردمو رفتم داخل پالتو و مانتومو در آوردم استینای لباس بافتمو دادم بالا و مشغول گشتن تو خونه شدم یه اتاق کلا خالی بود اتاق دوم ترکیب سفیدو آبی بود رنگ مورد علاقه منو سامیار اتاق بعدیرو که باز کردم پشیمون برگشتم،اتاق کار بود
رفتم پذیرایی وسایل تزئینی قشنگی داشت
_انقدر به این خونه علاقه داری چرا خانومش نمیشی
سریع برگشتم سمتش کی اومد موهای کوتاهمو دادم پشت گوشم پلکش پریدو نگاهش زوم موهام شد
_اونارم که کوتاه کردی چی برای یکم دل خوشیم گذاشتی،همه چیمو داری میگیری ازم که
+موهای خودمه در اختیار خودمه
_آره دیگه کی مال من بوده،کی در اختیار من بوده فقط غمو دردش برا منه
+میتونه نباشه
_حق نداری باهاش ازدواج کنی
+چرا هی بحثو عوض میکنی در ضمن برای من تایین تکلیف نکن خوشم نمیاد
_اا
romangram.com | @romangram_com